شهدای کاشمر

شهید محمود قمری فرگی


محمود قمری فرگی در اول فروردین ماه سال ۱۳۴۶ درشهر کاشمر، به دنیا آمد.

با ورود به هفت سالگی، به مدرسه رفت. کمی که بزرگ­تر شد، هم­زمان با تحصیل، روز‌های جمعه و تعطیل، کار می­کرد تا بخشی از هزینه‌ی تحصیلش را تأمین کند.

  محمود، پر کار و کم حرف بود و به مطالعه‌ی کتاب‌‌های مذهبی به­ویژه آثار شهید دستغیب، علاقه‌ای فراوان داشت.

 در دوران تحصیل دبیرستان، با عضویت در انجمن اسلامی دانش آموزان، روحیه­ی مذهبی و انقلابی مضاعفی یافت. با تجاوز مزدوران بعثی به مرزهای میهن اسلامی، هنوز به سن قانونی نرسیده بود که شوق حضور در جمع رزمندگان، آرام و قرار را از او ربوده بود. اما از آنجا که سن و سالش کم بود، با اعزام او موافقت نمی‌کردند. در نهایت، با اصرار زیاد، عازم جبهه شد و در واحداطلاعات عملیات به انجام وظیفه مشغول گردید.

چندی بعد، به عضویت سپاه پاسداران درآمد. سرانجام، در حالی که در منطقه­ی عملیاتی میمک، به­منظور شناسایی مواضع دشمن رفته بود، بر اثر اصابت ترکش خمپاره­ی دشمن بعثی، سرش همانند مولایش حضرت امام ‌حسین(ع) و دست راستش مانند قمربنی‌هاشم(ع) از پیکر جدا شد و به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاکش، پس از تشییع، در جوار امام‌زاده سیدحمزه(ع) به‌خاک سپرده شد.    

  « روحش شاد و یادش گرامی باد.»

 

بازدید: 337
۹ نظر ثبت شده است

مسلم نقابی | 10/03/2019 ساعت 23:35

سلام یگان اعزام کننده نیروی انتظامی صحیح است

رضا غلامی | 03/05/2019 ساعت 23:31

شهید وهابی تنها نان آور خانه بوده و پدر ایشان در کودکی فوت شده بود و مادر ایشان با سختی فراوان روبرو شدن تا شهید وهابی جوانی رشید شد و تنها فرزند پسر بوده . شهید وهابی فردی سخت کوش بود یادش گرامی

امین اله مرادیان | 12/09/2019 ساعت 21:25

سلام علیکم
ضمن تشکر از شما، شهید ابوالقاسم وهابی خلیلی دایی بنده بودند که در سال ۱۳۶۱ در حالی که مجرد بودند و سرپرست مادر و سه خواهر خود بودند بعنوان بسیجی به جبهه اعزام شدند و شهید شدند یادش گرامی

سروش | 07/12/2019 ساعت 18:45

ایشون دایی بنده هستن و واقعا افتخار میکنم بهشون

امین | 01/01/2020 ساعت 19:54

شهید ابوالقاسم وهابی خلیلی فرزند عبدالوهاب از کاشمر دایی بنده و تنها برادر مادرم بودند ایشان بسیار مهربان و مذهبی بودند پایبند صفات مردانگی و گذشت و ایثار بودند پدر بزرگم در سال ۱۳۵۱ فوت نمودند و ایشان سرپرستی مادر بزرگم و خاله هایم را بعهده گرفتند ایشان کامیون داشتند و کار می کردند زمان جنگ داوطلبانه به عنوان رزمنده به جبهه رفتند و در شلمچه به شهادت رسیدند یاد و خاطره ایشان و دیگر شهداء گرامی باد

Sajad.sh | 18/03/2020 ساعت 06:11

خیلی دوست دارم خاطرات دقیق ومستند از اعزام به سربازی واحضار متولدین ۳۷وشروع آموزش در بیرجند.تازمان شهادت.وازدواج وعروسی .مجرد ویامتأهل بودن
وی بدانم
.ضمنا از خاطرات وتاریخ شروع خدمت وحرف دل وداشتن همسر وخاطرات مادرش
وخصوصا خاطراتش از بیرجند وتاشهاتش ؟؟؟ممنون

سید مرتضی علوی | 27/04/2020 ساعت 17:32

سلام برهمه شهدا …
ما باهم دریک روز استخدام شدیم … خیلی همو دوست داشتیم من وقتی دلم ازهمه جامیگیره میرم باهاش درد دل میکنم .
لاله ها مستند ازبوی شهیدان خدای
کاسه دردستند درکوی شهیدان خدای
گرچه دربستر بمیرم ارزو دارم ولی
لیک باشم هم ترازوی شهیدای خدای
پرگرفتند و غفس ماند و کسی اگه نشد
از دل همچون پرستوی شهیدان خدای
خیلی مرد بود

علی فخرابادی(برادرکوچک شهید فخرابادی) | 28/07/2020 ساعت 15:47

ازشما و همه کسانی ک. در این امر مهم سعی و تلاش میکنین که بخشی از زندگینامه شهدا رو به نمایش بزارید خداقوت و خسته نباشید عرض میکنم

علی فخرابادی(برادرکوچک شهید فخرابادی) | 28/07/2020 ساعت 15:51

سلام و خسته نباشین خدمت همگی دوستان خداقوت عرض میکنم خدمت شما و تمام کسانی که در این راه زحمت میکشم ازشما سپاسگذارم که بخشی از زندگینامه شهدا رو به تصویرمیکشین که جوانان بدونن که درچه خاک و وطنی زندگی میکنن من بعدازشهادت برادرم بدنیا اومدم اما همیشه دوستانش از اخلاق خوبش تعریف میکنن و میگن که واقعا برای این خاک و بوم غرور داشت

نام و نام خانوادگی (لازم)

آدرس ایمیل (نمایش داده نمیشود) (لازم)
آدرس وبسایت :

متن و پیام شما :