شهدای کاشمر

شهید علی‌رضا عاصمی


 

عبد صالح خدا، علی‌رضا عاصمی در سال ۱۳۴۱ در شهر کاشمر متولد شد. پس از اخذ دیپلم در کاشمر، وارد دانشگاه تربیت معلم شهید باهنر تهران شد.

علی، در دوران انقلاب، در ‌اشکال گوناگون مبارزه: از توزیع اعلامیه‌های حضرت امام(ره) گرفته تا شعارنویسی و شرکت در تظاهرات و… فعالیت می­کرد. او همراه تعدادی از دوستانش ـ به ویژه شهید محمود سبیلیان ـ اولین راهپیمایی دانش آموزان کاشمر، علیه رژیم طاغوت را در مهر ماه ۱۳۵۷ رهبری کرد.

با پیروزی انقلاب در نهادهایی هم‌چون: سپاه پاسداران، کمیته‌ی انقلاب اسلامی و جهاد سازندگی به فعالیت مشغول شد و تنها یک‌هفته پس از شروع جنگ، با اولین کاروان اعزام به جبهه، همراه شد. او در اکثر عملیات‌ها با مسؤولیت‌های مختلفی از جمله: « عضو شورای فرماندهی تیپ ویژه­ی پاسداران، فرمانده تخریب لشکر ۴۳ امام علی(ع) و فرمانده تخریب قرارگاه‌های کربلا، نجف ‌اشرف و خاتم الانبیاء(ص)» حضور فعال داشت.

تهیه‌ی فرش برزنتی برای گستردن روی سیم­های خاردار، آتش‌بار آرپی‌جی، موشک برای انهدام دژ دشمن، تهیه‌ی انواع تله‌های انفجاری از جمله‌ طرح‌های ابتکاری وی بود. سرانجام این سردار بزرگ سپاه اسلام در ۱۳/۱۰/۱۳۶۵ در حال خنثی کردن مین، عروجی عاشقانه آغاز کرد.   « روحش شاد  و یادش گرامی باد.»

بازدید: 286
۹ نظر ثبت شده است

مسلم نقابی | 10/03/2019 ساعت 23:35

سلام یگان اعزام کننده نیروی انتظامی صحیح است

رضا غلامی | 03/05/2019 ساعت 23:31

شهید وهابی تنها نان آور خانه بوده و پدر ایشان در کودکی فوت شده بود و مادر ایشان با سختی فراوان روبرو شدن تا شهید وهابی جوانی رشید شد و تنها فرزند پسر بوده . شهید وهابی فردی سخت کوش بود یادش گرامی

امین اله مرادیان | 12/09/2019 ساعت 21:25

سلام علیکم
ضمن تشکر از شما، شهید ابوالقاسم وهابی خلیلی دایی بنده بودند که در سال ۱۳۶۱ در حالی که مجرد بودند و سرپرست مادر و سه خواهر خود بودند بعنوان بسیجی به جبهه اعزام شدند و شهید شدند یادش گرامی

سروش | 07/12/2019 ساعت 18:45

ایشون دایی بنده هستن و واقعا افتخار میکنم بهشون

امین | 01/01/2020 ساعت 19:54

شهید ابوالقاسم وهابی خلیلی فرزند عبدالوهاب از کاشمر دایی بنده و تنها برادر مادرم بودند ایشان بسیار مهربان و مذهبی بودند پایبند صفات مردانگی و گذشت و ایثار بودند پدر بزرگم در سال ۱۳۵۱ فوت نمودند و ایشان سرپرستی مادر بزرگم و خاله هایم را بعهده گرفتند ایشان کامیون داشتند و کار می کردند زمان جنگ داوطلبانه به عنوان رزمنده به جبهه رفتند و در شلمچه به شهادت رسیدند یاد و خاطره ایشان و دیگر شهداء گرامی باد

Sajad.sh | 18/03/2020 ساعت 06:11

خیلی دوست دارم خاطرات دقیق ومستند از اعزام به سربازی واحضار متولدین ۳۷وشروع آموزش در بیرجند.تازمان شهادت.وازدواج وعروسی .مجرد ویامتأهل بودن
وی بدانم
.ضمنا از خاطرات وتاریخ شروع خدمت وحرف دل وداشتن همسر وخاطرات مادرش
وخصوصا خاطراتش از بیرجند وتاشهاتش ؟؟؟ممنون

سید مرتضی علوی | 27/04/2020 ساعت 17:32

سلام برهمه شهدا …
ما باهم دریک روز استخدام شدیم … خیلی همو دوست داشتیم من وقتی دلم ازهمه جامیگیره میرم باهاش درد دل میکنم .
لاله ها مستند ازبوی شهیدان خدای
کاسه دردستند درکوی شهیدان خدای
گرچه دربستر بمیرم ارزو دارم ولی
لیک باشم هم ترازوی شهیدای خدای
پرگرفتند و غفس ماند و کسی اگه نشد
از دل همچون پرستوی شهیدان خدای
خیلی مرد بود

علی فخرابادی(برادرکوچک شهید فخرابادی) | 28/07/2020 ساعت 15:47

ازشما و همه کسانی ک. در این امر مهم سعی و تلاش میکنین که بخشی از زندگینامه شهدا رو به نمایش بزارید خداقوت و خسته نباشید عرض میکنم

علی فخرابادی(برادرکوچک شهید فخرابادی) | 28/07/2020 ساعت 15:51

سلام و خسته نباشین خدمت همگی دوستان خداقوت عرض میکنم خدمت شما و تمام کسانی که در این راه زحمت میکشم ازشما سپاسگذارم که بخشی از زندگینامه شهدا رو به تصویرمیکشین که جوانان بدونن که درچه خاک و وطنی زندگی میکنن من بعدازشهادت برادرم بدنیا اومدم اما همیشه دوستانش از اخلاق خوبش تعریف میکنن و میگن که واقعا برای این خاک و بوم غرور داشت

نام و نام خانوادگی (لازم)

آدرس ایمیل (نمایش داده نمیشود) (لازم)
آدرس وبسایت :

متن و پیام شما :