شهدای کاشمر

 به نام خداوند راستی که ذره بودن و  از خورشید گفتن دشوار است. از گرمای محبت پدر بی آنکه او را حس کرده باشی گفتن، از کسی که خیلی نمی‌گذرد که با او آشنا شده‌ای، کسی که رد پایش را تنها در قابهای عکس جستجو کرده‌ای. بابای سفر کرده‌ا‌م سلام، باز با تو سخن می‌گویم! […]
خدا انسان را آفرید تا خدای خود را بشناسد” و به زیبایی عشق بورزد” در برابر جلال وعظمت دلش بلرزد” درخضوع خاکی او غرور ببارد” درتسلیم خاضعانه اش عصیان و فریاد باشد” در اوج عملش جهل خود را بداند” با آتش عشق خاک سرد و تیره را گرم کند” با اختیار خود به قربانگاه عشق […]
عجبا! ستاره ای که ازهرستاره دیگردرخشان تراست ولی آسمانها او را می رانند و طاقت تحملش را ندارند- این ستاره بلنداینجا وآنجاسکنی می کند و خوش داردکه مدتی در محلی بیارامد اما همه اورامی رانند و او ویلان و سرگردان از نقطه ای به نقطه دیگر میرود……. همه عمرش رفته است ……..باز هم خواهد رفت […]
بر گلستان ولایت تاختند ، غنچه را با لاله پرپر ساختند  ، غنچه زیر خار وخس افتاده بود  ، باغبان هم از نفس افتاده بود ظلم و طغیان و جنایت زاده شد ، اینچنین مزد امامت داده شد  ، کاش از قلبم به قبرش راه داشت  ، کاش زهرا هم زیارتگاه داشت . اللهم عجل لولیک الفرج سالروز شهادت ام ابیها […]
از صبا هر دم مشام جان ما خوش می شود آری آری طیب انفاس هواداران خوش است