واجب الغیبه


مادر گرامی شهیدان حیدری نقل نمودند : روزی شهید رضا با موتور سپاه به خانه آمد و لوازم کارش رو برداشت و  چون اذان میگفتن وضو گرفت و رفت بیرون و خیلی عجله داشت .

هنوز بیرون نرفته بود که دوباره به خانه برگشت و در خانه مشغول به نماز شد . بهش گفتم رضا جان چرا برگشتی مگه عجله نداشتی ؟!

گفت : خیلی عجله داشتم ولی وقتی بیرون رفتم دیدم دبیرستان دخترانه بنت الهدی تعطیل شده و دانش آموزان در خیابان هستند . دیدیم که باید با موتور سپاه از بین آنها عبور کنم ، برگشتم !

گفتم حالا مگه ایرادی داشت از بین اونها بری ؟ شما مسیر خودت رو برو ! در جواب گفت : اگر میرفتم مردم واجب الغیبه میشدند و ممکن بود بگن پسر حیدری با موتور سپاه

از بین دانش آموزان دختر عبور میکرده و تصور نادرستی داشته باشند و این مردم را به گناه می انداخت ، به همین خاطر برگشتم تا نمازم را در خانه بخوانم و بعد بروم ، تا اون موقع دانش آموزان هم رفته اند .

روحش شاد و یادش گرامی . از جهت شادی روح ملکوتیش بر محمد و آل محمد صلوات .

بازدید: 1,563
نظر خود را ثبت کنید
نام و نام خانوادگی (لازم)

آدرس ایمیل (نمایش داده نمیشود) (لازم)
آدرس وبسایت :

متن و پیام شما :