نماز شکسته


مادر شهید محمدرضا حیدری نقل نمودند ، شهید رضا در ایام نوجوانی شبها در خواب راه میرفته و یک شب در ایامی که حدوداً ۱۲ تا ۱۴ سال سن داشته تقریباً آخرای شب بود یکوقت دیدیم بلند شد راه افتاد هرچی صداش میزدیم جوابی نمیداد ، یک وقت دیدیم رفت کنار حوض و مشغول وضو گرفتن شد (درآن زمان خانه ای که ساکن بودیم حوض بزرگی داشت تقریبا به عمق یک و نیم تا دو متر که این حوض رو با تلمبه پر از آب میکردیم ) ، ناگهان دیدیم رضا به داخل حوض افتاد . پدر رضا سریع رفتن داخل حوض که رضا را از حوض بیارن بیرون . جالب بود که رضا هنوز بیدار نشده بود و هنگامی که از حوض بیرونش می اوردن میگفت دارین چکار میکنین ، نمازم رو شکستین .

 

 

این اتفاق بارها و بارها افتاده بود که رضا در خواب نماز میخواند . یک روز خانه مادرم (مادربزرگ شهیدرضا) بودیم . همه دور هم نشسته بودیم . یه وقت دیدیم رضا بلند شد و رفت وضو گرفت و آمد به نماز ایستاد . همه فکر میکردن رضا بیدار شده ولی اون خواب بود . یکی از اعضای خانواده مهر نماز رو از جلوی رضا برداشت و وقتی که رضا به سجده رفت در همان حال نماز و خواب با دستش روی زمین میکشید و دنبال مهر میگشت و تا وقتی که مهر رو جلوش نگذاشتن به سجده نرفت .

یادش گرامی و راهش پر رهرو . شادی روح بزرگش بر محمد و آل محمد صلوات .

بازدید: 988
نظر خود را ثبت کنید
نام و نام خانوادگی (لازم)

آدرس ایمیل (نمایش داده نمیشود) (لازم)
آدرس وبسایت :

متن و پیام شما :