استخاره و ازدواج


این خاطره را توسط مادر گرامی شهیدان حیدری نقل گردیده و موضوع آن ازدواج خاله آن شهیدان عزیز با همرزم و دوست شهید محمدرضا بوده ، که شنیدنش خالی از لطف نیست:

شهید محمدرضا حیدری و برادر عزیز آقای حاج سید محمدرضا کاظمی  با یکدیگر دوستانی بسیار صمیمی بودند هنگامیکه شهید رضا طی مراسمی در ۱۲ فروردین ۶۲ (موضوع ازدواج شهید محمدرضا بعداً درج خواهد گردید) با جمعی دیگر از دوستانش برای ازدواج برنامه ریزی میکردند به برادر کاظمی هم جهت پیوستن به این جمع پیشنهاد میدهد ، که برادر کاظمی میگن اگر فرد مناسبی را در نظر دارند معرفی کنند و شهید محمدرضا خاله خود را به ایشان معرفی مینماید ولی در هر حال بدلیل ماموریتی که برای برادر کاظمی پیش می آید ایشان نمیتوانند در مراسم ۱۲ فروردین شرکت کنند .

بعد از شهادت شهید رضا ، آقای کاظمی قضیه را با خانواده مطرح مینمایند و والده گرامی ایشان با توجه به مصادف شدن جریان شهادت شهید رضا تصمیم میگیرند با مادرمحترمه شهیدان حیدری صحبت کرده و از ایشان خواهش میکنند با مادرشان در این خصوص صحبت کنند که ایشان هم با مادربزرگ شهیدان حیدری صحبت میکنند اما ایشان در جواب میگویند که به ایشان بگین استخاره کردیم بد آمده است.

حاج خانوم (مادر شهیدان حیدری) همین مطلب را به مادر برادر کاظمی مطرح میکنن ولی ایشان مجدداً بر درخواست شان اصرار میکنند و از حاج خانوم میخواهند که مجدد استخاره بگیرند .

بعداز جواب منفی مادر بزرگ شهید رضا ، ایشان شهید محمدرضا را درخواب میبینند ، درحالیکه عصبانی و ناراحت جلوی درب منزل مادرجان ایستاده و داخل منزل نمی آید .  با حالت شوخی از شهیدرضا می پرسند چرا داخل منزل نمی آیی و ناراحت هستی؟؟؟

شهیدرضا با همان حال ناراحتی که داشته به موضوع استخاره اشاره میکند و میگوید حالا دیگه استخاره بد اومده ؟؟؟!!!

و مادرجان از خواب بیدار شده و خیلی ناراحت بودند و به حاج خانوم ماجرای خواب را تعریف میکنن و بعد از این ماجرا و خواب برادر کاظمی با خاله شهیدان حیدری ازدواج میکنند .

به امید آنکه هرگز فراموش نکنیم آیه شریفه : <ولا تحسبن الذین قتوا فی سبیل الله امواتا ، بل احیاء عند ربهم یرزقون>

شادی روح همه شهدا بخصوص شهیدان حیدری صلوات .

 

بازدید: 1,730
نظر خود را ثبت کنید
نام و نام خانوادگی (لازم)

آدرس ایمیل (نمایش داده نمیشود) (لازم)
آدرس وبسایت :

متن و پیام شما :